مجبورم میکنی
برای سفر به قلبت
در عشق بلند پروازانه باشم !
شرمنده ام چون این روزها میترسم سوار هواپیما شم!!!
مجبورم میکنی
برای سفر به قلبت
محکوم به دو خط موازی باشم!
شرمنده ام چون این روزها می ترسم با قطار از ریل جدا شم!!!
مجبورم میکنی
برای سفر به قلبت
دنبال بلیت اتوبوس باشم!
شرمنده ام چون این روزها می ترسم قربانی بی احتیاطی راننده ها شم!!!
مجبورم میکنی ...
مجبورم نکن !
بگذار این روزها بی خیال مسافرت ها شم!!!
میلاد تهرانی ![]()

خاطرت هست نگاهی که به ما می کردی
دردها را ز سر لطف دوا می کردی
یاد داری که سحر موقع گل باز شدن
می نشستی لب ایوان و صفا می کردی
پاک از هر چه بدی هست به شیدایی اب
روی سجاده ی خورشید دعا می کردی
می زدی بوسه به لعل لب گلهای بهار
دین خود را به لب عشق ادا می کردی
طره ی موی تو را شانه که می کرد نسیم
از هجوم عرق شرم حیا می کردی
هرگز از مزمزه ی بوسه لبم کام نجست
کاش ان معجزه را قسمت ما می کردی
خدا حافظ ای خانه ی خالی من
خدا حافظ ای عشق پوشالی من
خدا حافظ ای گرد و خاک نشسته
خدا حافظ ای شیشه های شکسته
خدا حافظ ای خاطرات پر از درد
خدا حافظ ای لحظه های غم و سرد
خدا حافظ ای عمر بی خود گذشته
خدا حافظ ای نامه های نوشته
من و لحظه ها و من و غصه ها
من و پاکیه قلب بی انتها
من و سالها دوری از آسمون
من و عشق گمگشته ی بی نشون
من و وعده های سراسر فریب
من و حرف هایی که ماندن غریب
من و انتظار و من و انتظار
من و قلب پا خورده ی بی قرار
برای یه بارم شده روزگار
بیا و واسه این دلم بد نیار
بیا و شکست من و خط بزن
برای یه بارم بشو مال من
کجایی هوای پر از دل خوشی
کجایی شب خالی از خود کشی
کجایی تو ای لحظه های بهار
کجایی تو روی خوش روزگار![]()
اینجا کسی نیست که بخواد به دادت برسه دل بی کسو کار من
به آخر خط رسیدی بگو چی میخوای که یهو سر اومده انتظار من
یه روز میخواستمت حالا ازت خسته شدم داری میشی بلای جون من
لعنت به من اگه دیگه بهت بگم پیشم بمون بگو چی میخوای از جون من
الهی روزی برسه تو آتیشه کینه ی من بسوزی و خاکستر بشی
جوونتو آخر میگیرم کاری میکنم که دیگه مثل خودم دیوونه شی
برو بزار تو غصه هام بمیرم و بسوزم و تنها باشم تو حال خودم
بیخیال عشقت شدم دست از سر دلم بردار دیگه نمیخوام ببینمت
بسه آخه چقدر میخوای منو به بازی بگیری کاشکی که راحتم کنی بگی الهی بمیری
لیاقت عشق منو نداری بخدا میدونم میری ولی بدون بدونه من کم میاری
دلت میخواست وجود من واست بشه مجسمه تا هر جوری دلت میخواست خوردم کنی جلو همه
دیوونگی عادتته بی مرامی تو خونته میخوام بزارمت کنار این قسمم به جونته ![]()
![]()
تو همون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی
تو امید انتظاری تو دلای ناامید
مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید
چه غریبونه گذ شتن جمعه های سوت و کور
هنوزم ما نرسیدیم ای تجلی ظهور
با توام
با تو که گفتی تکیه گاه عاشقایی
میدونم یه دنیا نوری ساده ای بی انتهایی
مثل لالایی بلبل تو کویر بی صدایی
تو خود عشقی میدونم ناجی فاصله هایی
عمری دلم گرفته گله دارم از جدایی غایب همیشه حاضر تو کجایی تو کجایی ....
![]()
![]()
![]()
آرزو میکنم بدانم. بدانم و بدانم و بدانم و بدانم.![]()
آرزو میکنم باشم و شاد باشم. بهرهمند باشم. انسان باشم. چیزی نباشم که بعدها از بودنش شرم کنم.
آرزو میکنم درد نکشم و درد نیافرینم.
آرزو میکنم دیدنم آدمها را شاد کند.
آرزو میکنم دیدن آدمها شادم کند.
آرزو میکنم رابطهی میان هر دو انسان و هر دو گروه انسانی بهتر شود.
آرزو میکنم دوستی که غم میخورد، شاد شود.
آرزو میکنم آنها که از هم دورافتادهاند، به هم باز رسند.![]()
آرزو می کنم کسی مجبور نشود کسانش را ترک کند و برود به دوردستها تا کمی نفس بکشد.
آرزو میکنم عقل عقل عقل در همهمان بیشتر شود.
آرزو میکنم رفتار انسانی، لبخند، تواضع، محبت به دیگران این قدر دور و کور نباشند.
آرزو میکنم که دیگر هرگز هیچ آرزویی نداشته باشم.![]()
![]()
![]()
![]()
سيزده رجب، تولد زمزم زلال عترت، بر تمام مسلمانان مبارك باد
ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود
آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه
غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل
و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او
هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان
سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم
مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!..
بیا با هم عوض کنیم جای دلامونو یه بار
تا من بشم یه تیکه سنگ،تا تو بشی عاشق زار
یه شب با چشم دل من،عشقو تماشا بکنی
خودت رو هر جوری شده،تو دل جا بکنی
تا تو دچار من بشی،لحظه شمار من بشی
خوابو حرومت بکنم ،صید شکار من بشی
برام یه بازیچه بشی،بشم تموم زندگیت
تا پشت سر بخندم،به سادگی و بچگیت
این درو اون در بزنی،واسه به من رسیدن
برات یه رویا بشه منو یه لحظه دیدن
ناز دلم رو بکشی،از عشق جوابت بکنم
پر از نیاز من بشی،غرق عذابت بکنم
تا جون داری گریه کنی،تا جا داره من بد بشم
همیشه خواهشم کنی،همیشه دست رد بشم
ثانیه ها رو نشمور واسه کسی که رفته
خوب میدونم عزیزم دوریش واست چه سخته
اما کسی که رفته
برگشتنش تو خوابه
باید که باورت شه
ارزوهات سرابه
کجا میخوای بری و دنبال اون بگردی
چرا تورو نخواستش تو که بدی نکردی
ارزش اون چشاتو با گریه پایین نیار
حروم نکن روزاتو با حسرت و انتظار
خودش که نیست خیالش پس چرا زنده باشه
اون که پی بهونست بهتره بره جدا شه
رفت تورو تنها گذاشت خواست غمتو ببینه
توام دعا کن براش به روز تو بشینه
این سهم تو نبوده به پای اون بسوزی
امید نداشته باشی که برگرده یه روزی
نفرین نکن بدون که خدا هواتو داره
یه روز تو سرنوشتش درد تو دلش میزاره ![]()
من همونم که میسازم
قصر رویاهاتو عشقم
اشکای سرختو پاک کن
کم نکن دعاتو عشقم
سرنوشت ما همیشه
مثل حالا تلخ و بد نیست
شاید اونجوری که میخوای
کسی عاشقی بلد نیست.
(تقدیم به همه کسانی که عاشقن)
تقدیم به عشقم ....


